خلاصه کتاب سرمایه گذار هوشمند

خلاصه کتاب سرمایه گذار هوشمند

کتاب سرمایه گذار هوشمند یکی از ده کتاب مقدس سرمایه گذاری در بورس های جهان و الهام بخش بزرگترین سرمایه گذاران و ثروتمندان جهان از جمله برجسته ترین آن ها، وارن بافت است. همچنین یکی از ده اثر اصلی در زمینه سرمایه گذاری مبتنی بر ارزش ذاتی است که مبانی نظری سرمایه گذاری محافظه کارانه و به دور از ریسک در بازارهای سرمایه را تشریح می کند. شایان تأکید است که در ارزیابی مترجم، فصل هایی از متن کتاب مورد سخن که خیلی کمتر در بازار سرمایه ایران کاربردی هستند یا به هیچ عنوان کاربردی ندارند از متن ترجمه حذف شده اند. ما نیز سعی کرده ایم با ارائه خلاصه کتاب سرمایه گذار هوشمند نکات مهم و کلیدی این کتاب را در اختیار شما قرار دهیم تا با ذهن روشن تری در زمینه سرمایه گذاری بورس قدم بردارید. وارن بافت، ثروتمندترین مرد جهان در سال ۲۰۰۸ و کسی همه ثروت خود را از راه سرمایه گذاری به دست آورده، معتقد است که کتاب ((سرمایه گذار هوشمند)) بهترین کتابی است که تا کنون در زمینه سرمایه گذاری نوشته شده است.

تفاوت سرمایه گذاری و سفته بازی

 

گراهام می گوید: یک عملیات سرمایه گذاری، عملیاتی است که از آن طریق تحلیل می تواند از ایمنی بازگشت اصل سرمایه و بازدهی کافی آن اطمینان حاصل نماید. فعالیتی که این الزامات را ندارد سفته بازی نامیده می شود. از دید گراهام با توجه به استراتژی که افراد برای خود دارند سرمایه گذاران به دو دسته کلی تدافعی و تهاجمی تقسیم بندی می شوند. سرمایه گذار تدافعی همواره بخشی از دارایی را برای خرید اوراق قرضه و بخش دیگر را برای خرید سهام اختصاص دهد و این تغییر بین حداکثر و حداقل ۷۵ و ۲۵ درصد برای خرید هر یک از سهام و اوراق قرضه استفاده گردد. در مبحث پرتفوی سهام عادی یک سرمایه گذار تدافعی، فرض شده است که فقط سهام ۳۰ شرکت بالای میانگین شاخص داوجونز، مناسب خرید سرمایه گذار هستند. سرمایه گذار تهاجمی برای اینکه به نتایج بهتری از یک سرمایه گذار تدافعی دست یابد، نیاز به مطالعه، انرژی، توان و تلاش زیادی دارد و برای رسیدن به سودی بالاتر از میانگین بازار نیاز به تجزیه و تحلیل و برسی مداوم بازار دارد.

تورم و سرمایه گذار

 

تورم و مبارزه با آن در سال های اخیر یکی از مسائلی است که بخش زیادی از ذهن مردم را اشغال کرده است. چرا که کاهش قدرت خرید و به دنبال آن کاهش ارزش پول که به دنبال تورم ایجاد می شود، به طور زیادی تفکر بازار سهام را تحت تأثیر قرار می دهد. سرمایه گذار تنها به دلیل عدم اطمینان از آینده نمی تواند تمام دارایی خود را در یک سبد بگذارد تا فقط اوراق قرضه بخرد. هرچند اخیرا بازدهی های بی سابقه ای داشته باشد و نه اینکه فقط سهام بخرد. چون تورم پیوسته مدتی حاکم بوده است. هرچه سرمایه گذار بیشتر به پرتفوی و درآمد آن وابسته باشد برای او بیشتر مهم می شود که در مواقع عدم اطمینان مثل زمان هایی که تورم بالا می رود چگونه ایمنی سرمایه اش را بالا ببرد. به همین دلیل باید گفت که حتی سرمایه گذار تدافعی هم باید درصدی از پرتفوی خود را به سهام اختصاص دهد. چراکه محافظتی که سهام در شرایط تورم برای سرمایه گذار ایجاد می کند بیشتر از اوراق قرضه است.

دلیل اهمیت مطالعه تاریخچه بازار سهام

 

سبد سهام یک سرمایه گذار، یک برش مقطعی از مؤسسه بزرگ و توانمند به نام بازار سهام است. احتیاط حکم می کند که سرمایه گذار ذهنیتی کامل از بازار سهام به خصوص بر حسب نوسان های عمده در سطوح قیمتی متغیر میان قیمت سهام به عنوان یک کلیت و سودهای اعلام و تقسیمی آن ها داشته باشد. با این پیشینه این شخص می تواند در موقعیتی قرار گیرد که قضاوت های ارزشمندی از میزان جذابیت یا خطرناکی سطوح قیمت بازار در موقعیت های مختلف ارائه دهد. لذا بررسی تاریخچه بازار سهام از لحاظ قیمت ها و درآمدها برای رسیدن به نتایج مطلوب در این بازار امری ضروری به شمار می رود.

سیاست گذاری عمومی سبد، سرمایه گذار تدافعی

 

این همیشه یک اصل محکم و پایدار بوده است که کسانی که نمی توانند خطرپذیری بیشتری تحمل کنند، باید به نسبت، پاداش کم تری هم از سرمایه گذاری خود دریافت کنند. این باور عمومی از این اصل ناشی می شود که نرخ بازگشت مورد نظر سرمایه گذاری بایستی کمابیش متناسب با ریسکی باشد که فرد می پذیرد. اما نکته دیگری هم هست و آن اینکه نرخ بازدهی مورد انتظار باید وابسته به میزان هوشمندی و توانی باشد که سرمایه گذار برای انجام وظیفه اش انجام می دهد. براین اساس حداقل بازدهی به سرمایه گذار منفعل یا تدافعی می رسد که هم به دنبال ایمنی و هم به دنبال آسایش فکری است. بیش ترین بازدهی هم نصیب سرمایه گذار زیرک و پیشرویی می شود که بیشترین هوش و مهارت خود را در انجام معاملات به کار گیرد.

سرمایه گذار تدافعی باید دارایی خود را بین اوراق قرضه با کیفیت و سهام معمولی با کیفیت تقسیم نماید. به عنوان یک راهکار بنیادین سرمایه گذار نباید هیچ وقت کمتر از ۲۵٪ و بیشتر ۷۵٪ از دارایی خود را در سهام و به همین صورت در اوراق قرضه قرار دهد. راهکار مفید این است که تقسیم بندی ۵۰ – ۵۰ میان این دو (اوراق قرضه و سهام عادی) به صورتی استاندارد شکل داده شود. این فرمول برای سرمایه گذار تدافعی قابل قبول است. چرا که به شدت ساده است، بدون هیچ سؤالی به راه درست می رسد و به سرمایه گذار این احساس را می دهد که در مقایسه با حرکت بازار او هم فعالیتی نشان داده است و از همه مهم تر از غوطه ور شدن بیش تر و بیش تر سرمایه گذار در سهام با صعود بیش تر و بیش تر بازار به ارتفاعات خطرناک قیمتی جلوگیری می کند.

سرمایه گذار تدافعی و سهام عادی

 

در این بخش از کتاب دو مزیت برای سهام عادی مطرح شده است. نخست اینکه سهام دارای درجه قابل توجهی از اطمینان در حفاظت از پول سرمایه گذار در مقابل تورم است در حالیکه اوراق قرضه هیچ حفاظتی ایجاد نمی کند. امتیاز دوم سهام عادی مربوط به بازدهی متوسط آن طی سالیان است که این امتیاز برای سرمایه گذاری است که هم سود تقسیمی بیشتر از اوراق قرضه اش را دریافت نموده و هم آن را مجددا در همان سهم سرمایه گذاری کرده است. در حالیکه این دو مزیت دارای اهمیتی اساسی و باعث ثبت رکوردهایی بسیار بهتر از اوراق قرضه در طی دراز مدت می شود، همواره باید تأکید نمود که این مزایا ممکن است در صورتی که سهم به قیمتی بالا خریداری شود از بین رود. ولی به طور کلی و بدون هیچ تعصبی بهترین چینش برای سرمایه گذار تدافعی، سرمایه گذاری هم بر روی سهام عادی و هم اوراق قرضه است.

حال باید بدانید که برای انتخاب سبدی از سهام عادی چهار نکته اصلی وجود دارد که باید به آن ها توجه کنید:

  1. متنوع سازی باید به مقدار کافی و نه بیش از اندازه انجام گیرد.
  2. هر شرکت انتخاب شده، باید بزرگ و به لحاظ مالی پایدار باشد.
  3. هر شرکت باید سابقه ای طولانی از پرداخت سود تقسیمی داشته باشد.
  4. سرمایه گذار باید بابت قیمت پرداختی سهام خود، قیدی را حسب درآمد به قیمت سهم، مثلا متوسط ۷ سال گذشته را در نظر بگیرد.

سیاست گذاری سبد برای سرمایه گذار تحلیل گر

 

سرمایه گذار تهاجمی باید از همان نقطه ای شروع کند که سرمایه گذار تدافعی آغاز می کند. به این معنی که سرمایه خود را میان اوراق قرضه و سهام عادی که هر دو با کیفیت بالا خریداری شده، در قیمت های مناسب توزیع نماید. سرمایه گذار تهاجمی آماده است که تا انواع دیگری از اوراق را نیز تهیه کند اما در مورد هر یک از موارد در پی یک منطق قابل توجیه برای این منظور خواهد بود. مناسب ترین تعریف برای شناخت یک سرمایه گذار تحلیل گر، تعمیم منفی است. سهام ترجیحی با کیفیت بالا را برای خریداران دیگر وا می گذارد، از انواع نامرغوب اوراق قرضه و سهام دوری می جوید، مگر آنکه در سطوح چانه زنی قابل خرید باشند که معمولا به معنی ۳۰ درصد زیر ارزش واقعی برای موارد دارای کوپن قابل توجه و خیلی هم ارزان تر برای اوراق قرضه ی با کوپن های کم تر است. او اوراق قرضه دولت های خارجی را نمی خرد حتی اگر سود تقسیمی آن ها جذاب باشد. همچنین این سرمایه گذار نسبت به همه انواع اوراق قرضه صادره جدید از جمله اوراق و سهام ترجیحی قابل تبدیل که به نظر وسوسه انگیزند و سهام عادی که سود تقسیمی قابل توجهی فقط همین اواخر داشته اند بی تفاوت و بد بین است.

فعالیت های منحصر به خصوصیات سرمایه گذار تحلیلگر در سهام عادی را می توان به چهار بخش تقسیم نمود.

  1. خرید در بازارهای فروشنده و فروش در بازارهای خریدار.
  2. خرید دقیق سهام پروازی انتخاب شده.
  3. خرید اوراق تحت شرایط چانه زنی از انواع مختلف.
  4. خرید در موقعیت های خاص.

برای به دست آوردن نتایج سرمایه گذاری بهتر از متوسط در یک دوره زمانی بلند مدت، نیاز به سیاست انتخاب یا تملک دارایی ها با دو مشخصه منحصر به فرد است: یکی اینکه حتما باید اهداف و آزمون های منطقی و اطمینان بخش مورد نظر را برآورده کنند. مورد بعد اینکه حتما باید متفاوت از سیاستی باشد که اکثر سرمایه گذاران یا سفته بازان از آن پیروی می کنند.

یکی دیگر از رهیافت هایی که برای یک سرمایه گذار تحلیلگر وجود دارد، این است که باید بر روی شرکت های بزرگ و غیر محبوب تمرکز کند. یعنی شرکت های بزرگی که به دوره ای از بی توجهی بازار وارد شده اند. در حالیکه شرکت های کوچکی هم شاید باشند که زیر قیمت هستند و در بسیاری موارد ممکن است در آینده سود تقسیمی را افزایش داده و قیمتشان هم بالاتر رود، این شرکت ها ریسکی شامل از دست رفتن کامل سوددهی یا اغماض طولانی مدت بازار، بر خلاف درآمدها و سودهای بهتر را همواره با خود دارند. بنابراین شرکت های بزرگ یک امتیاز دوگانه نسبت به دیگر شرکت ها دارند. نخست آنکه منابع فراوانی به صورت سرمایه و نیروی انسانی برای خروج از رکود و بازگشت به مدار درآمدی رضایت بخش دارند. دوم اینکه بازار به احتمال زیاد با سرعتی منطقی به هر پیشرفتی که از شرکت ببیند واکنش نشان نخواهد داد.

((سرمایه گذار هوشمند به رشد قیمت سهم نه وقتی که در بالاترین میزان محبوبیت قرار دارد، بلکه زمانی که مشکلی برای آن به وجود می آید علاقه مند می شود.))

سرمایه گذار و نوسانات بازار

 

اگر می خواهید سفته بازی کنید، آن را با چشمان باز انجام دهید و بدانید در پایان کار احتمالا قسمتی از پولتان از دست می رود. از میزان ریسکی که می کنید مطمئن شوید و آن را به شکل کامل از برنامه سرمایه گذاری خود مجزا کنید. سرمایه گذار باید بداند نوسانات جزئی جدایی ناپذیر از معاملات به شمار می رود و سرمایه گذار هوشمند علاقه مند به کسب منفعت از این نوسانات است. دو روش برای به دست آوردن این سود وجود دارد، روش زمان بندی و روش ارزش گذاری.

منظور از زمان بندی، پیش بینی عملکرد بازار است. خرید یا نگهداری در زمانی که افق آتی رو به بالاست و فروش و اجتناب از خرید، زمانی که بازار جهت پایین دارد. از طرفی منظور از ارزش گذاری خرید سهم در قیمت زیر ارزش منصفانه و فروش در قیمتی فراتر از آن است. از مهم ترین تمایزات میان سرمایه گذار و سفته باز، نگرش آن ها نسبت به تحرکات قیمتی بازار است. علاقه اصلی سفته باز به پیش گویی و سود گرفتن از نوسانات بازار است و علاقه اصلی سرمایه گذار، اندوختن و نگه داشتن اوراق بهاداری مناسب به قیمت مناسب است. تحرکات بازار برای او به لحاظ عملی اهمیت ندارد. زیرا این تحرکات برای او سطوح قیمتی پایینی ایجاد می کند که اگر هوشیار باشد می تواند به خرید اقدام کند و سطوح قیمتی بالا فراهم می آورد که یقینا از خرید در آن ها امتناع نموده و اگر هوشیار باشد احتمالا در این سطوح فروشنده خواهد بود.

تحلیل اوراق برای سرمایه گذار غیر متخصص

 

یک تحلیلگر اوراق، با گذشته، حال و آینده هر ورق مفروضی سر و کار دارد. او کسب و کار را توضیح می دهد، بازده عملی و موقعیت مالی شرکت را خلاصه می کند، نقاط ضعف و قوت و فرصت ها و تهدیدهایش را کشف می کند، مقایسه هایی استادانه از شرکت های مختلف یا همان شرکت در برش های زمانی متفاوت ارائه می دهد و در نهایت نظر خود را از میزان ایمنی اوراق بهادار، اگر اوراق قرضه یا سهام ترجیحی در سطح سرمایه گذاری باشند یا حسب میزان جذابیت، اگر سهام عادی باشد بیان می دارد که در انجام همه این موارد، تحلیلگر اوراق مجهز به برخی تکنیک ها است.

تحلیل اوراق قرضه

قابل اعتمادترین و در نتیجه جذاب ترین بخش از تحلیل اوراق مربوط به مقدار ایمنی یا کیفیت اوراق قرضه و سهام ترجیحی است. معیار عمده برای اوراق قرضه یک شرکت، تعداد دفعاتی است که هزینه های نهایی بهره توسط درآمد فعلی آن طی چند سال گذشته پوشانده شود. در زمینه سهام ترجیحی این معیار تعداد دفعاتی است که بهره اوراق قرضه و سود تقسیمی سهم ترجیحی هر دو پوشانده شود.

علاوه بر معیار پوشانندگی درآمد اوراق قرضه برخی آزمون های کاربردی برای تحلیل اوراق قرضه عبارت است از:

  1. عامل مقدار سرمایه بنگاه اقتصادی (استاندار حداقلی از حجم کسب و کار بنگاه)
  2. عامل نسبت سهام / ارزش پس از کسر هزینه ها که حاصل تقسیم قیمت بازار سهام عادی به کل بدهی یا به همراه ارزش سهام ترجیحی است.
  3. فاکتور ارزش اموال: ارزش دارایی ها به میزانی که در ترازنامه نشان داده شده است یا ارزیابی شده است.

تحلیل سهام عادی

شکل مطلوب تحلیل سهام عادی آن است که ارزیابی این گونه سهام را با قیمت فعلی، به گونه ای مقایسه می کند که مشخص شود برای خرید جذابیت دارد یا خیر. این ارزیابی به طور معمول از طریق تخمین درآمد متوسط سالیان آتی و سپس ضرب آن در ضریب مناسبی از سرمایه به دست می آید. علاوه بر متوسط درآمدهای آتی که عامل اصلی تعیین کننده ارزش است، یک تحلیلگر اوراق بهادار عوامل دیگری شامل انتظارهای عمومی از بلندمدت، مدیریت، استحکام مالی و ساختار سرمایه، سود تقسیمی، نرخ سود تقسیمی کنونی را مورد ارزیابی قرار می دهد.

نکاتی در مورد سود هر سهم

 

تحلیلگران باید بدانند که وقتی که شرکت گزارشی از سود هر سهم خود ارائه می دهد، فقط و فقط به رقم همان درآمد هر سهم اکتفا نکنند، چراکه عوامل دیگری هم در گزارش ها ارائه شده که در عامل سود هر سهم تأثیر بسزایی دارد. سرمایه گذاران جدی تر، جدول های درآمد هر سهم را به همان گونه که منتشر شده در نظر می گیرند تا در مقابل فاکتورهای حسابداری که در جدول نمایش داده شده و به هر شکل بتواند مقایسه پذیری صحیح ارقام را مخدوش کند، از خود محافظت نماید. بعضی از این فاکتورها عبارتند از: استفاده از هزینه های ویژه که هیچ وقت نمی تواند بر درآمد هر سهم تأثیر بگذارد، کاهش مالیات بر درآمد به دلیل زیان های گذشته، رقیق سازی ناشی از وجود مقادیری از اوراق قرضه قابل تبدیل یا تضمین های تبدیل و روش لحاظ استهلاک به خصوص روش خطی یا روش های غیر خطی است.

انتخاب سهم برای سرمایه گذار تدافعی

 

برای اینکه یک سهم در پرتفوی یک سرمایه گذار تدافعی قرار بگیرد به طور کلی ما به هفت معیار کمی و کیفی نیاز داریم.

 اندازه متناسب شرکت: شرکت های کوچکی که ممکن است سوژه امکان بازدهی بیش از متوسط بازار به خصوص در بخش صنعت باشند برای سرمایه گذار تدافعی مناسب نیست.

 

 وضعیت مالی به قدر کفایت، مناسب: بر اساس این معیار برای شرکت های صنعتی، دارایی های جاری حداقل بایستی دو برابر بدهی های جاری باشد. همچنین بدهی بلند مدت نباید از خالص دارایی های جاری (سرمایه در گردش) بیش تر شود.

 

 پایستگی درآمد: طی ده سال گذشته حتما باید درآمد اعلامی برای هر سهم وجود داشته باشد.

 

سابقه تقسیم سود: دستکم در ۲۰ سال گذشته پرداخت سود قطع نشده باشد.

 

 رشد درآمدی: رشد دست کم یک سوم در درآمد هر سهم طی ده سال گذشته با استفاده از متوسط های سه ساله در آغاز و پایان دوره.

 

 نسبت قیمت / درآمد مناسب: قیمت فعلی نباید از ۱۵ برابر متوسط درآمدی طی سه سال گذشته بیش تر باشد.(البته این نسبت برای بورس های خارجی است)

 

 نسبت مناسب قیمت به دارایی ها: قیمت کنونی نباید بیش از ۱،۵ برابر آخرین ارزش دفتری اعلانی باشد.

 

انتخاب سهم برای سرمایه گذار تحلیلگر

 

در گذشته سیاست تقسیم سود یکی از محل های مورد بحث میان خرده سهام داران عام و مدیریت شرکت بود. به طور کلی سهام داران عام خواستار تقسیم سود بیشتری بودند، در حالیکه مدیریت شرکت تمایل داشت سود به دست آمده از سال گذشته را به منظور تقویت شرکت در حساب شرکت نگهداری کند. سود سهام مناسب سودی است که به سهام داران پرداخت شود تا به آن ها مدرک مشهودی از درآمدهای شرکت داده شده باشد. این عقیده ماست که سهام داران باید از مدیران شرکت سود پرداختی نرمال و منطقی (فرضاً دو سوم سود سالانه) تقاضا کنند یا اینکه مدیران به سهام داران ثابت کنند که سود های انباشته شده درجایی سرمایه گذاری شده اند که موجب افزایش رضایت بخش درآمد هر سهم در آینده خواهد شد.

لازم است سهام داران تفاوت با اهمیت میان تقسیم سود سهام و تجزیه سهام را درک کنند. تجزیه سهام به معنی انتشار یک یا چند سهم به ازای هر سهم قدیمی است. سهام جدید به درآمد اعلامی خاصی که در دوره ای مشخص در گذشته سرمایه گذاری مجدد شده باشد ربطی ندارد. هدف از این کار، ایجاد قیمت بازاری کم تر برای هر سهم است. تجزیه سهم می تواند به صورت فنی از طریق سود تقسیمی نیز ایجاد شود که در این صورت باعث می شود مازاد درآمدی به حساب سرمایه منتقل گردد. اما آنچه آن را سهام متناسب با تقسیمی می دانیم، سهامی است که در ازای سود تقسیمی به سهام داران داده می شود که به عنوان مدرکی مشهود یا به عنوان تأییدی است بر درآمدی مشخص طی مشخصاً نه بیشتر از دو سال گذشته که در شرکت به حساب خود سهام دار سرمایه گذاری مجدد شده است.

حاشیه امنیت به عنوان مفهوم مرکزی سرمایه گذاری

 

منظور گراهام از حاشیه امنیت بر استدلال ریاضی داده های آماری استوار است. یعنی فهمیدن ارزش ذاتی سرمایه گذاری ها با استفاده از تکنیک هایی که در بخش های قبلی گفته شد. سرمایه گذار هوشمند باید بر روی انجام درست تحلیل تمرکز کند اما در عین حال باید به فهمیدن و احتیاط درباره اتفاقات غیرقابل اجتنابی که منجر به ایجاد خطا می شود توجه داشته باشد. در مورد سهام عادی که برای سرمایه گذاری در شرایط عادی خریداری می شود، حاشیه امنیت در قدرت درآمد انتظاری نهفته شده که به طور قابل توجهی بیشتر از نرخ اوراق قرضه یا مشارکت است. از نظر گراهام یک تفاوت عمده میان قیمت در یک طرف و ارزش ارزیابی شده در طرف دیگر وجود دارد که این تفاوت، حاشیه امنیت است.

ارتباط منطقی نزدیکی میان مفهوم حاشیه امنیت و اصل متنوع سازی وجود دارد و با هم لازم و ملزومند. حاشیه امنیت فقط شانس بیشتر سود را نسبت به شانس بیشتر زیان تضمین می کند نه آنکه احتمال زیان را صفر کند، اما همین که تعداد این احتمالات زیاد شود (از طریق تنوع سازی) اطمینان از اینکه سودها در مجموع بیش از از زیان ها شود بالاتر می رود.

جمع بندی از کتاب سرمایه گذار هوشمند

 

سرمایه گذاری زمانی هوشمند است که بیشتر شبیه کسب و کار باشد و اصولی که برای یک کسب و کار وجود دارد، به طور کامل در آن رعایت شود. به دست آوردن نتایج سرمایه گذاری رضایت بخش ساده تر از چیزی است که اکثر مردم فکر می کنند، اما به دست آوردن نتایجی فراتر از این، سخت تر از چیزی است که به نظر می رسد.

مؤلف: بنیامین گراهام

مترجم: سعید سعادتیان

امتیاز شما به این مقاله چند است؟
یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (14 رای, میانگین: 4٫29 از 5)
Loading...

دیدگاهتان را بنویسید

دیدگاه‌های این نوشته

دیدگاهی برای این مقاله وجود ندارد.