خلاصه کتاب اثر مرکب دارن هاردی

عنوان کتاب: اثر مرکب

نویسنده: دارن هاردی

مترجم: اکبر عباسی – شاهین بیات

معرفی و مقدمه کتاب

کتاب اثر مرکب حاوی حقایقی است که شما را به موفقیتی فراتر از حد تصورتان رهنمون می سازد. این کتاب باعث ایجاد تحولی شگفت انگیز در درآمد، زندگی و موفقیت شما می شود. بسیاری از دانشمندان و نویسندگان بزرگ دنیا مطالب این کتاب را تحسین کرده و از آن به عنوان یک برنامه عملی برای رسیدن به موفقیت یاد کرده اند.

در مقدمه کتاب آمده است که برای موفقیت هیچ معجون معجزا آسا، فرمول مخفی و یا راه حل سریع السیر وجود ندارد بلکه با تمرکز به یک سری از اصول اساسی موفقیت حاصل می شود. در واقع اثر مرکب دستورالعمل اجرایی است که به شما می آموزد چگونه در استفاده از اصول استاد شوید و وقتی مهارت لازم را کسب کردید دیگر هیچ چیز وجود نخواهد داشت که نتوانید آن را به دست آورید.

فصل اول: اثر مرکب در عمل

فصل کتاب سعی در توضیح مفهوم اثر مرکب دارد و بیان می دارد که برای رسیدن به موفقیت مهم ترین عامل داشتن ثبات قدم و حفظ آن در تمامی مراحل است. اثر مرکب بیان می دارد که انتخاب های کوچک و هوشمندانه و پایداری کردن در این انتخاب ها، هرچند ممکن است به ظاهر تغییرات محسوسی ایجاد نکند ولی همین تغییرات جزئی منجر به ایجاد نتایج کوچک و پایدار می شود. پس نا امید نشوید و بدانید که با داشتن ثبات قدم در مسیری که انتخاب کرده اید در نهایت به تغییرات بنیادی دست پیدا می کنید.

در این فصل با ذکر مثال هایی واقعی و ملموس سعی شده است که سادگی و در عین حال کارایی اثر مرکب به شکل جذابی ترسیم شود. همچنین عنوان می شود که یک تغییر کوچک می تواند تأثیر بزرگی ایجاد کند و اثر موجی غیر قابل انتظاری به وجود بیاورد. برای مثال یک عادت بد مثل خوردن مداوم غذاهای چرب را در نظر بگیرید. این عادت بد به ظاهر کم اهمیت نتایج دیگری از جمله بدخوابی، بدخلقی، کاهش بهره وری، استرس و … را به دنبال خود دارد. ولی با ایجاد یک تغییر کوچک در عادت غذایی با نتایج باورنکردنی در بسیاری از جنبه های زندگی رو به رو می شویم. درک مفهوم اثر مرکب شما را از انتظار کسب نتایج سریع رها می کند و در واقع تنها مسیر موفقیت از انجام یک سلسه کارهای معمولی و پیش پا افتاده و زمان بر می گذرد.

فصل دوم: انتخاب ها

این فصل مطرح می کند که انتخاب های ما تأثیر مستقیم در اهداف و وضع زندگی ما دارند. به عبارن دیگر هر تصمیم هر چند جزی و بی اهمیت مسیر زندگی ما را می سازند. هدف اصلی که این فصل دنبال می کند آن است که بیاموزد چگونه تصمیمات آگاهانه بگیریم تا باعث بهبود و شکوفایی زندگی مان شود. نکته اول تلاش برای گرفتن تصمیمات خودآگاه است. یعنی حتی برای چیزهای کوچک و جزئی هم با فکر انتخاب کنید و تصمیم بگیرید.

در وهله بعدی موضوعی که در این مسیر کمک شایانی خواهد کرد این است که در همه جوانب زندگی مسئولیت ۱۰۰ درصدی داشته باشید. یعنی در برخورد با مسائل به جای گرفتن انگشت اتهام به سمت دیگری با قبول  مسئولیت، سعی در حل مشکلات داشته باشید. نکته مهم بعدی که در مورد انتخاب ها باید توجه داشت آن است که برای آگاهی از انتخاب ها باید هر اقدامی که به آن جنبه از زندگی مان مربوط می شود شناسایی و ثبت کنیم. ثبت وقایع و گزارش نویسی در مورد مسائل مختلف از جمله راهکارهایی است که ما را به مسیر موفقیت باز میگرداند. مثلا اگر ما تصمیم به اصلاح هزینه ها و خرج و مخارجمان داریم، با ثبت کردن هزینه هایی که در طول روز داریم جزییات آن ها  را پیش چشم خود داریم و همین امر ما را در مدیریت درست هزینها کمک می کند. هرچه زودتر شروع به ایجاد تغییرات کوچک در زندگی تان کنید، اثر مرکب در راستای خواست شما قدرتمندتر عمل خواهد کرد.

فصل سوم: عادت ها

فصل سوم به اهمین عادت ها و تأثیری که بر تصمیمات و انتخاب های ما دارد اشاره می کند و به ما می آموزد که چگونه عادت های بد خود را کناد گذاشته و برای رسیدن به موفقیت چگونه عادت های مثبت را در وجود خود نهادینه کنیم. وقتی به زندگی افراد موفق نگاه می کنیم متوجه یک ویژگی مشترک در بین آنها می شویم و آن هم داشتن عادت های خوب است نه به این معنی که عادات بد ندارند البته که دارند اما تعداد عادت های بدشان زیاد نیست. به عبارت دیگر رویه روزانه ای که بر اساس عادت های خوب تنظیم شده باشد عامل ایجاد تفاوت بین افراد موفق و سایر مردم است.

در ادامه این فصل میاموزد که برای ترک عادات بد و جایگزین کردن عادت های خوب چه کارهایی را باید انجام داد. گام اول در این مسیر آن است که از لذت های مقطعی و گذرایی که عادات بد در ما ایجاد می کنند، چشم پوشی کنیم. چون همین عادت های کوچک بد می تواند منجر به ایجاد فاجعه در زندگی شوند. در گام دوم باید به دنبال چرایی در انجام کارها و تصمیمات بود. یعنی اگر می خواهید پیشرفت های بزرگی در زندگی خود ایجاد کنید باید دلیل محکمی داشته باشید که مجبورتان کند در خود تغییرات ضروری ایجاد کنید. این دلیل و چرایی لازمه حرکت شما و نیروی انگیزشی شما برای رسیدن به موفقیت است. هرچه این چرایی و دلیل قوی تر باشد انگیزه و اراده شما هم برای رسیدن به موفقیت بیشتر می شود.

بعد از آن سؤالی که باید از خود پرسید این است که به کجا؟ به این معنی که اهداف مشخصی را برای خود ترسیم کرده و نیروی انگیزه خود را برای رسیدن به آن اهداف به کار گیرید. به عبارت دیگر وقتی برای خود اهدافی را تعیین می کنید ناخودآگاه تمام ذهن تان بر روی آن متمرکز می شود. پس لازم است فهرستی از مهم ترین هدف های زندگی خود را تهیه کنید و روی این موضوع تمرکز کنید که برای رسیدن به این اهداف باید به چگونه شخصی تبدیل شوم. موفقیت چیزی است که با تبدیل شدن به شخصیتی که میخواهی به دست می آید. اگر بخواهم به طور مختصرتر بگویم مسیر اینگونه است: تعیین اهداف + فهرست عادت های بد + عادت های که باید به دست آورید : مسیر شما به سمت موفقیت را تشکیل می دهد. در این فصل راهکارهایی عملی برای ریشه کن کردن عادت ها بد و ایجاد عادات مثبت ارائه کرده که با انجام آن ها می توان به نتیجه فوق العاده این راهکارها اذعان کرد.

فصل چهارم: تکانش

تکانش موضوع اصلی فصل چهارم است. دارن هاردی  در این فصل از تکانش بزرگ به عنوان یکی از قدرتمندترین و مبهم ترین نیروهای موفقیت یاد کرده است. اما نکته مهمی که باید بدانید آن است که ایجاد تکانش کار ساده ای نیست ولی اگر یک بار آن را ایجاد کنید دیگر موفق خواهید بود. به عبارت دیگر تطبیق پیدا کردن با هر تغییری هم به همین صورت است و هر تغییری با برداشتن یک قدم کوچک شروع می شود. تنها یک قدم در هر زمان پیشرفت بسیار کندی است اما وقتی بعد از مدتی تبدیل به عادت شود می توان گفت تکانش بزرگ اتفاق افتاده و موفقیت و نتایج آن به صورت مرکب و سریع ظاهر می شود.

پنج قدمی که برای ایجاد تکانش بزرگ باید به کار گرفت شامل:

  1. انتخاب های جدید بر اساس اهداف و ارزش های اصلی تان.
  2. به کار بستن این انتخاب های جدید از طریق رفتارهای مثبت.
  3. تکرار آن اقدامات سالم که منجر به ساختن عادت های جدید می شود.
  4. ساختن رویه ها و ریتم هایی که منجر به نظم در زندگی تان میشود.
  5. ثابت قدم ماندن برای مدت زمان طولانی.

وقتی به کارهایی که با موفقیت انجام می دهید نگاه می کنید، خواهید دید که به احتمال قوی یک رویه برای آن ایجاد کرده اید. هرچه چالش و هدفمان بزرگتر باشد رویه های مربوط به آن هم باید دقیق تر و سخت تر باشد. بهترین مثال در این زمینه آموزش های نظامی است. این آموزش ها از کنار هم قرار گرفتن رویه های کوچک ولی دقیقی مثل تمیز بودن پوتین ها، شبها زود خوابیدن، صبحا زود بیدارشدن و … ایجاد شده ولی در نهایت به هدف بزرگی به نام تربیت سربازان خوب منجر می شود. برای این کار باید روزهای خود را از قبل برنامه ریزی کنید و تلاش کنید شروع و پایان روز را بر اساس رویه هایی که برای خود ترسیم کرده اید کنترل کنید. روز خود را از زمانی که بر می خیزید و انتخاب هایی که می کنید برنامه ریزی کنید. ولی لازم است گاهی اوقات برای جلوگیری از دلزدگی و گرفتار شدن در دام یکنواختی تغییراتی در برنامه خود اعمال کنید.

هر وقت برنامه روزانه تان تبدیل به یک رویه شد باید گام ها را پشت سر هم بپیمایید تا یک ریتم ایجاد کنید و وقتی اعمال و رفتارهای شما دارای ریتم شوند به تکانش بزرگ خوش آمد خواهید گفت. هرکاری که تصمیم گرفته اید که شما را به هدفتان نزدیک تر کند بهتر است به طور مداوم پیگیری شود و اطمینان حاصل کنید که دارای ریتم مورد نظر شماست. برای این کار می توانید یک جدول از مهم ترین تصمیمات خود تهیه کنید و هر روز رویه آن را پیگیری کنید.

فقط نکته ای که حتما باید به آن توجه داشته باشید آن است که برنامه و ریتمی که برای خود تنظیم میکنید نباید از روی هیجان باشد و خیلی به خود سخت بگیرید چون همین موضوع باعث زود خسته شدن و دلزدگی می شود. موضوع بعدی داشتن ثبات قدم در اجرای برنامه های لازم برای رسیدن به اهداف است. یعنی اگر در مسیر اجرای برنامه های خود تنبلی کنید، به طور مثال کاری را که جزو برنامه است برای دو هفته ترک کنید مثل باشگاه رفتن و… نتیجه آن از دست رفتن نتایج و در ادامه آن تکانش بزگ با مشکل رو به رو می شود.

فصل پنجم: تأثیرات

همان طور که در فصول گذشته گفته شد، انتخاب های ما هر چقدر به ظاهر بی اهمیت وقتی ترکیب شوند می توانند تأثیرات شدیدی بر روی زندگی بگذارند. پس لازم است که بدانید چگونه این تأثیرات را مدیریت کنید تا شما را به سمت موفقیت هدایت کند.

سه نوع از تأثیراتی که بر روی روند حرکت ما اثر می گذارند شامل:

  1. ورودی ها: چیزهایی که ذهن تان از آن ها تغذیه می کند.
  2. مشارکت ها: مردمی که با آن ها زمان تان را می گذرانید.
  3. محیط: پیرامون شما.

 اگر می خواهید ذهن تان با بالاترین توان عملکرد آن کار کند باید نسبت به اطلاعاتی که به خورد آن می دهید آگاه باشید. افکار منفی را بیرون بریزید و ایده های الهام بخش و مثبت را جایگزین کنید. یکی از روش های مؤثر برای محافظت از ذهن این است که برای اطلاعاتی که قرار است به ذهن  وارد شود فیلتر بگذارید. دیگر اینکه سعی کنید با افراد و دوستانی که رفتارها و عادت های مثبت و الهام بخش دارند بیشتر رفت و آمد داشته باشید و با افرادی که شما را از مسیر صحیح دور می کنند قطع ارتباط کنید. روش دیگر این است که یک همکار موفقیت برای خود داشته باشید، شخصی که مثل شما متعهد به مطالعه  و توسعه شخصی باشد و در مورد مسیر ، برنامه ها، مشکلات و موفقیت ها با او صحبت کنید.

فصل ششم: شتاب بخشیدن

همه ما در کار و مسائل خود ممکن است به موانعی برخورکنیم که از آن به عنوان موانع ذهنی یاد می شوند.  ممکن است جایی تصمیم بگیریم که به خاطر شکست های متوالی یا نتیجه ندادن تلاش هایمان دیگر ادامه دادن فایده ای ندارد. ولی بدانید این همان نقطه سرنوشت ساز است. جایی که دیگران هم به آن می رسند ولی اگر شما بدون توجه به این موانع برنامه خود را ادامه دهید از بقیه جلو می زنید. مانند چند قدم آخر مسابقه دو که در نهایت آن شخصی برنده است که با شتاب دادن به خود و توانش خط پایان را رد کند و از بقیه پیشی بگیرد. سعی کنید فراتر از حد انتظار عمل کنید حتی جایی که به دیوار محدودیت برمی خورید. این یکی از کلیدی ترین راه های رسیدن به موفقیت است.

نتیجه گیری:

برای اینکه بتوانید از اطلاعات ارائه شده در این کتاب به شکل عملیاتی بهره ببرید، پیشنهاد من به شما این است که تمرینات و آزمون ها و اقداماتی که در پایان هرفصل از ما خواسته شده و در پایان کتاب هم به شکل ضمیمه وجود دارد، انجام دهید، تا نتایج فوق العاده اثر مرکب را به ششکل عینی در زندگی خود مشاهده کنید. سخن آخر اینکه، همان طور که دارن هاردی در پایان اشاره کرده، اثر مرکب ابزاری است که اگر آن را با ثابت قدمی و عمل مثبت ترکیب کنید منجر به ایجاد تفاوت های بلندمدت در زندگی تان خواهد شد.

امتیاز شما به این مقاله چند است؟
یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (4 رای, میانگین: 5٫00 از 5)
Loading...

دیدگاهتان را بنویسید

دیدگاه‌های این نوشته

دیدگاهی برای این مقاله وجود ندارد.