خانه سرمایه

هنر خروج از معامله ناموفق

بهترین استراتژی خروج از معامله ناموفق

تصور کنید ارزش سهام شما کاهش‌یافته است. به سرعت تصمیم می‌گیرید از معامله خارج شوید، اما درعین‌ حال هنوز نمی‌دانید که آیا فروش سهم به منظور جلوگیری از متحمل شدن زیان بیشتر، کار هوشمندانه‌ای است یا باکمی صبر و احتمال افزایش قیمت در آینده، می‌توان مقدار ضرر را کاهش داد. سناریوی دوم می‌تواند ریسک بیشتری برای شما در پی داشته باشد، زیرا هیچ‌کس قادر به پیش‌بینی دقیق روند بازار نیست. در این وضعیت تنها راهکار ممکن، این است که به منظور حفظ سرمایه خود، سهام را فروخته و پول آن را دوباره در یک دارایی دیگر با پتانسیل سودسازی مناسب، سرمایه‌گذاری کنید. در شرایط ایده‌آل ذهنی، همه معامله‌گران می‌خواهند به موقع سهم را خریده و در بهترین فرصت ممکن، آن را به فروش برسانند. متاسفانه باید بگوییم که در واقعیت چنین چیزی به راحتی اتفاق نمی‌افتد. زمانی که در بهار سال ۲۰۰۰ میلادی حباب قیمتی شرکت‌های فناوری اطلاعات شکست و در پی آن بازار سهام دچار بحران شد، سرمایه‌گذاران همانند گوزن‌های شکار شده توسط خرس‌، زمین‌گیر شدند. بسیاری از آن‌ها به اندازه‌ای شوکه شدند که، حتی پس از کاهش ۵۰ تا ۶۰ درصدی قیمت‌ها نیز، این سقوط بزرگ را باور نداشته و عملاً نتوانستند هیچ استراتژی توقف زیانی را در پیش بگیرند. در این مطلب می‌خواهیم، در مورد روش‌های معمول و زمان درست خروج از معامله ناموفق، توضیحاتی ارائه دهیم.

توهم خروج در نقطه سر به ‌سر!

عموماً هنگام سقوط بازار سهام نظیر دوران بحران مالی شرکت‌های اینترنتی، سرمایه‌گذاران به این می‌اندیشند که باکمی صبر و رشد مجدد قیمت‌ها تا نقطه ورود، می‌توانند بدون هیچ ضرری از معامله خارج شوند.اما بنا به دلایل زیر این کار احمقانه است!.

  1. در بازار سهام هیچ تضمینی برای بازگشت قیمت‌ها به سطوح پیشین وجود ندارد.
  2. رشد مجدد قیمت تا نقطه ورود به معامله، ممکن است مدت زیادی طول بکشد.که این می‌تواند روی بازدهی سرمایه شما تأثیر منفی بگذارد.

اینکه تفکر فوق، ناشی از تمایلات کمال گرایانه انسان‌هاست”، غیرقابل انکار است. اما باید بدانید، کاهش ضرر و زیان شما در اولویت قرار دارد. برای درک بیشتر این مطلب در نمودار زیر، درصد زیان و درصد سود لازم برای رسیدن به نقطه سر به ‌سر، ذکرشده است.

به طور مثال یک سهم ۴۰۰ تومانی را درنظر بگیرید، ارزش سهم ۵۰ % افت کرده و به ۲۰۰ تومان می‌رسد. خب همان‌گونه که ملاحظه می‌کنید، این سهم باید ۱۰۰ % رشد کند، تا به قیمت اولیه خود برسد. بسیاری از معامله‌گران حین محاسبه بازدهی خود، معادلات ساده ریاضی را فراموش می‌کنند. درنتیجه به درک درستی از میزان سود و زیان خود نرسیده و متاسفانه در اکثر اوقات چیزی بیش از آنچه که فکر می‌کنند، متحمل ضرر شده‌اند. مثلاً برخی گمان می‌کنند که، ۲۰ % زیان را می‌توان با ۲۰ % سود جبران نمود. درحالی که ما به عنوان یک معامله‌گر همیشه باید مفهوم بهره مرکب را به خاطر داشته باشیم. هدف از بیان مطلب فوق، آن نیست که بگوییم بازگشت قیمت‌ها هیچ‌گاه اتفاق نمی‌افتد. اما همان‌طور که خودتان می‌دانید، گاهاً بازار دچار ریزش‌های سنگینی می‌شود، که زمان منطقی مورد انتظار برای تغییر روند طولانی شده و ممکن است بین ۳ تا ۵ سال به طول بیانجامد. در چنین مواردی، باید به مفهوم هزینه‌های فرصتی مراجعه نمود. بدین معنی که، طی همین مدت می‌توان روی سهم دیگری با پتانسیل سوددهی بالاتر سرمایه‌گذاری کرد. در معامله‌گری، همیشه بر فرصت‌های موجود در آینده متمرکز باشید. زیرا شما در مورد گذشته نمی‌توانید کاری انجام دهید، پس بهتر است آن را فراموش کنید.

بهترین حمله، دفاع است!

خروج از معامله ناموفقهنر خروج از معامله ناموفق

تیم‌های قهرمان در ورزش‌های دسته‌جمعی غالباً یک ویژگی مشترک دارند؛ “دفاع‌خوب”. این اصل را در بازار سهام نیز می‌توان به کاربرد. یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت شما در این مسیر، داشتن رویکرد تدافعی از پیش تعیین‌شده‌ای برای کنترل و کاهش ضررهایتان است. بر عبارت “از پیش تعیین‌شده” تأکید کردیم، زیرا بهترین فرصت برای تعیین دلیل، قیمت، زمان و نحوه فروش سهم، قبل از ورود به معامله و یا در حین خرید آن است. البته شکی نیست که تصمیم‌گیری قبل از ورود به معامله بهتر است، زیرا شما در این حالت نسبت به هیچ سهمی تعصب نداشته و احتمال قوی تصمیم منطقی‌تری خواهید گرفت. به لحاظ روانشناسی، اکثر معامله‌گران پس از خرید سهم به دلیل احساساتی چون ترس و طمع، نسبت به آینده آن تفکر مثبت افراطی خواهند شد.

یک مطلب جالب دیگر بخوانید؛  سرمایه گذاری کلاغی در بازار بورس

روش صحیح خروج از موقعیت معاملاتی

از بدیهی‌ترین قوانین سرمایه‌گذاری در بازار بورس، خرید سهام ارزشمند در قیمت مناسب است. با در نظر داشتن این اصل، درک اینکه چرا قوانین ساده‌ و مشخصی برای داد و ستد سهام وجود ندارد، آسان می‌گردد. متأسفانه این مجموعه قواعد، همچون قیمت سهم پر نوسان نبوده و به ندرت دستخوش تغییر می‌شوند. سرمایه‌گذاران نیز در کنار همه عوامل، باید همیشه ویژگی‌های خود شرکت را در نظر داشته باشند. در بازار سهام دسته‌های مختلفی از سرمایه‌گذاران؛ نظیر بنیادگرایان ارزشی، رشدی وغیره وجود دارند. یک استراتژی خروج از معامله ناموفق که برای یک فرد عملکرد مناسبی دارد، ممکن است برای دیگری هیچ کارایی نداشته باشد. به طور مثال سرمایه‌گذاران کوتاه‌مدتی را در نظر بگیرید که از حد ضرر ۳ % استفاده می‌کنند، که این‌یک روش بسیار عالی به منظور کاهش ضررهای سنگین است. استراتژی توقف زیان حتی می‌تواند توسط سرمایه‌گذاران بلندمدتی که دیدگاه سرمایه‌گذاری بین ۳ تا ۵ سال دارند نیز، مورد استفاده واقع شود. اما درعین‌حال ممکن است حداکثر درصد زیان مجاز مشخص‌شده نسبت به معامله‌گران کوتاه‌مدت، متفاوت بوده و در سطوح بالاتری نظیر ۱۵ % تنظیم‌شده باشد. نکته قابل‌تأمل این است که، استفاده از دستور توقف زیان به منظور انجام معاملات بلندمدت، تأثیر و کارایی بسیار کمی دارد. قبل از اقدام به خروج از معامله ناموفق، باید این سه سؤال را از خودتان بپرسید:

  1. چرا این سهم را خریدم؟
  2. چه چیزی تغییر کرده است؟
  3. آیا معیارهای سرمایه‌گذاری مدنظر من نیز تغییریافته‌اند؟ این تغییرات در چه حدی بوده است؟

این رویکرد شمارا ملزم می‌کند تا فلسفه سرمایه‌گذاری خود را کاملاً درک کرده و به آن پایبند باشید. اگر شما بر اساس توصیه یا تحلیل دیگران مبنی بر روند صعودی آتی یک سهم وارد معامله شوید، قاعدتاً نمی‌توانید در مورد زمان فروش آن تصمیم درست و قاطعانه‌ای اتخاذ کنید. اما زمانی که با منطق سرمایه‌گذاری کنید، چهارچوب فوق می‌تواند برای شما بسیار کمک‌کننده باشد. پاسخ به اولین سؤال آسان است.

  • آیا شما این سهم را به خاطر ترازنامه قابل‌اطمینان آن خریداری کرده‌اید؟
  • آیا این شرکت فناوری جدیدی اختراع کرده، که با ورود به بازار می‌تواند انقلابی در حوزه این صنعت به وجود آورد؟

جواب این سؤال هر چه که باشد، به سؤال دوم منتهی می‌شود. اگر قیمت یک سهم افت کند، معمولاً دلیلی برای آن وجود دارد.این دلیل چه چیزی بوده است؟ این نکته بسیار مهم است، «که تمام وقایع پیرامون شرکت ازجمله گزارشات مربوط به کمیسیون بورس و اوراق بهادار و غیره را بررسی نمایید و فقط به شاخص‌های موردعلاقه خودبسنده نکنید».

  • آیا معیارهایی که شما بر اساس آن‌ها اقدام به خرید نمودید،تغییر کرده‌اند یا هنوز برقرارند؟

اگر پس از انجام مطالعات فوق دوباره خصوصیات قبلی را در شرکت مشاهده نمودید، سهم خود را حفظ کنید. اما اگر هرگونه تغییری در شرایط شرکت مشاهده کردید، باید سراغ سؤال سوم بروید.

  • آیا شرایط تا حدی تغییر کرده است که شما دیگر حاضر به خرید دوباره این سهم نباشید؟

به عنوان مثال تغییر کلیات مدل کسب و کار شرکت می‌تواند از دلایلی باشد که باید سهم خود را به فروش برسانید، زیرا ممکن است مدل تجاری جدید، با معیارهای سرمایه‌گذاری مورد تأکید شما تفاوت زیادی داشته باشد. به عنوان یک سرمایه‌گذار، هرگز نسبت به هیچ سهمی تعصب نداشته باشید، چون در این صورت می‌توانید در بهترین زمان ممکن و هوشمندانه، از معامله خارج شوید.

سرمایه‌گذاری ارزشی

به زبان ساده، سرمایه‌گذاری ارزش محور عبارت است از خرید یک سهم بنیادی باقیمتی کمتر از ارزش ذاتی آن، که اعتبار شرکت با تحلیل و بررسی پارامترهای اساسی مالی سنجیده خواهد شد. در ادامه می‌خواهیم نحوه استفاده از مدل فوق را برای این استراتژی به‌ صورت فرضی پیاده‌سازی کنیم.

دلیل خرید سهام

این سرمایه‌گذار، فقط به دنبال سهامی است که ازلحاظ نسبت P/E جز ۱۰% پایینی بازار بوده و سوددهی شرکت، هرسال نسبت به سال گذشته ۱۰ درصد افزایش داشته باشد.

یک مطلب جالب دیگر بخوانید؛  فاکتورهای مهم در محاسبه NAV هر سهم

تغییرات بنیادین شرکت

فرض کنید قیمت سهم ۲۰% افت کرده است. بسیاری از فعالان بازار که می‌پندارند سرمایه‌شان در حال نابود شدن است، به سرعت در صف فروشندگان قرار خواهند گرفت. اما سرمایه‌گذار ارزشی صرف کاهش قیمت سهام، از معامله خارج نشده و در چنین مواقعی به تحلیل دقیق معیارهای بنیادی مدنظرش (در این مثال نسبت P/E و سوددهی سالیانه) می‌پردازد، تا درصورتی که اگر تغییرات اساسی در وضعیت این شاخص‌ها به وقوع پیوسته بود، آمادگی لازم را برای تصمیم‌گیری در مورد فروش سهم داشته باشد.

شدت تغییرات و میزان اثرگذاری آن

پس از بررسی چگونگی و میزان تغییرات شاخص‌های مربوط به شرکت، سرمایه‌گذار ارزشی متوجه می‌شود که برای این شرکت دو حالت وجود دارد؛ یا نسبت P/E هنوز پایین و سود سالانه رو به رشد است، یا دیگر این موارد در مورد شرکت مذکور صادق نیست. در حالت اول مشخصاً این سرمایه‌گذار رویکرد سهامداری در پیش‌گرفته و چه‌ بسا به خرید سهام نیز ادامه دهد، زیرا ازنظر او خرید سهم کمتر از ارزش ذاتی آن، یک فرصت عالی سرمایه‌گذاری است. اما در حالت دوم مثلاً نسبت P/E بالا یا کاهش میزان رشد درآمدها، این سرمایه‌گذار به امید به حداقل رساندن ضرر، سهام خود را به فروش می‌رساند. بطور کلی این روش خروج از معامله ناموفق می‌تواند برای هر طیفی از فعالان بازار سهام ازجمله سرمایه‌گذاران رشدی نیز مورد استفاده قرار گیرد. با این وصف که معیارها متفاوت، اما سؤالات یکسان است.

نکات‌کلیدی

  • همیشه به دنبال فرصت‌های موجود در آینده باشید، زیرا در مورد گذشته نمی‌توانید کاری انجام دهید و فکر کردن در مورد آن بیهوده است.
  • یک استراتژی خروج مناسب برای یک معامله‌گر، ممکن است برای دیگری کارایی لازم را نداشته باشد.
  • وقتی مالک چیزی شویم، احساساتی مانند ترس و طمع موجب می‌شوند تا در مورد آینده آن حس خوش‌بینی کاذب داشته باشیم.
  • فلسفه سرمایه‌گذاری خود را کاملاً بشناسید و ضمن پایبندی بی‌قید و شرط به آن، روال تحلیلی خود را بانظم و انضباط انجام دهید، زیرا فقط در این صورت می‌توانید احساسات را از معاملاتتان دورنگه دارید.
  • همیشه قبل از تصمیم برای فروش سهام خود، ابتدا باید منتقدانه به دنبال دلایل قاطع برای خروج از معامله ناموفق باشید.
  • روش معرفی‌شده در این مطلب، فقط یک راهنمای کلی است و شما می‌توانید در راستای سرمایه‌گذاری هوشمندانه‌تر، آن را به هر صورتی که مناسب شماست، ارتقا داده و یا تکمیل کنید.
  • معامله‌گران شرایط و روحیات متفاوتی دارند، بنابراین هیچ فرمول سریعی برای خروج از معامله ناموفق وجود ندارد که همه بتوانند از آن استفاده کنند.
  • داشتن استراتژی خروج دقیق، سبب می‌شود تا سرمایه‌گذار شانس بالایی در حفظ سهام ارزشمند خود داشته و تا حد زیادی از نابود شدن سرمایه جلوگیری می‌کند.

ترتیبی که برای خواندن مقالات" روانشناسی موفقیت در بازار بورس "به شما پیشنهاد می‌کنیم:

دیدگاه شما

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.