نگرش های اشتباه در مورد تحلیل تکنیکال ( بخش اول )

آیا تحلیل تکنیکال روش خوبی برای سرمایه گذاری است ؟

موضوعی که می تواند بسیاری از سرمایه گذاران را سردرگم کند اعتبار تحلیل تکنیکال و درک مفید بودن یا نبودن آن در کاربرد واقعی است. من به دنبال بیان دقیق واقعیات تحلیل تکنیکال به زبانی ساده هستم تا بتواند یاری رسان ما در درک نکات کلیدی این نوع از تحلیل بازار های مالی باشد. اولین بار نیست که این موضوع به بحث و بررسی گذاشته می شود. بحث در این خصوص در تمام بازار های جهان از سالها پیش وجود دارد ، برخی از شرکت کنندگان حامی تحلیل تکنیکال و برخی دیگر نیز با جدیت و شدت آن را رد کرده و بیهوده می خوانند.

در زیر نگرش هایی که در مورد تحلیل تکنیکال در بازار های مختلف از جمله بازار بورس ما وجود دارد را با جستجو و پرسش از افراد مختلف و در طی چند سال فعالیت تدریس و مشاوره سرمایه گذاری خود یافته ام ، نگرش هایی که ممکن است شما داشته باشید و یا در آینده درگیر آنها شوید ، پس بهتر است همین جا در مورد آنها مفصل صحبت کنیم.

نگرش اول : قیمت های گذشته برای پیش بینی آینده کارایی ندارند

یکی از طعنه آمیزترین انتقادات تحلیل تکنیکال مبنی بر  این است که هیچ راهی وجود ندارد که قیمت های گذشته بتوانند همچون یک گوی شیشه ای جادوگر برای پیش بینی قیمت های آینده مورد استفاده تحلیلگر قرار بگیرند. این استدلال به شدت نقض شده است.هر فردی که تا کنون سهمی خریداری کرده باشد می تواند تاثیر روانی صعود یا نزول یک معامله را بر روی خودش تایید کند. این طبیعت انسان بوده و دلیل خوبی بر این موضوع است که قیمت های ورود به معامله ، حداقل روی رفتارهای آینده ما تاثیرگذار هستند. فراموش نکنیم که ما عملکرد خود را در سرمایه گذاری با مقایسه قیمت فعلی یک سهم با قیمت ورود خود به آن معامله و با علم بر اینکه قیمت های ورود  ما قیمت های گذشته هستند مورد قضاوت قرار می دهیم. به این دلیل که قیمت ورود به معامله  ارتباط تنگاتنگی با تصمیمات نهایی برای  خروج از آن معامله ها و  یا ماندن در آن دارد. این تصور که قیمت های گذشته تاثیری بر چگونگی معامله سهام در آینده ندارد با این تفسیر بسیار ساده لوحانه به نظر می رسد.

اینطور نیست که قیمت های گذشته بطور جادویی قیمت های آینده که حائز اهمیت است را به راحتی پیش گویی کنند. بلکه،  قیمت های گذشته به این دلیل دارای اهمیت هستند که بهترین مسیر برای پیش بینی حجمه های عرضه و نقاضا در بازار هستند.بنابراین نتیجه می گیریم که قیمت های گذشته تا حدودی روی قیمت های آینده تاثیرگذار هستند. اما آیا می توان تنها به کمک یک نمودار یا نمودار،  قیمت های آینده را پیش بینی کنیم ؟ اعتقاد دارم که تحلیل های تکنیکال پیش بینی می کند نه پیش گویی ! . مشکل موجود در مورد این نگرش اشتباه این است که کلمه “پیش بینی” مفهومی همچون توپ شیشه ای جادوگر را در ذهن تداعی می کند. تحلیل های تکنیکال توپ شیشه ای جادوگر برای پیش گویی نیستند و هیچ تحلیل گر حرفه ای را نمی شناسم که عقیده داشته باشد این چنین است.

در عمل، تحلیل تکنیکال راهی است برای یافتن منطقه ای قیمتی با احتمال بالای تغییر قدرت عرضه و تقاضا به نحوی که در جایی امکان چربیدن تقاضا بر عرضه به عنوان حمایت و جایی احتمال چربیدن عرضه بر تقاضا و در نتیجه احتمال مقاوت در رشد قیمت در نمودار وجود دارد .نمودار و یا به اصطلاح تحلیلگران چارت ( Chart) توانایی کمک به سرمایه گذار برای پیش بینی دقیق تغییرات و نوسانات قیمت روز به روز سهام را برای چند سال آینده ندارند اما می توانند در انجام معاملات سودآور مستمر در زمان فعلی با اهداف قیمت و حد سود مشخص و سطوح حد ضرر یاری رسان باشند.

تحلیل های تکنیکال به شما کمک می کنند سطوح مهم در نمودار قیمت سهام را شناسایی کرده و سپس هنگامی که لارم بود نسبت به آن سطوح واکنش دهید و تصمیم به خرید و یا فروش و حتی نگهداری بگیرید.تحلیل تکنیکال در عمل یک ابزار برای واکنش دادن به حرکت های مهم نمودار قیمت همچون حمایت و مقاومت هاست و با نگرش صرفا ابزار پیش بینی تفاوت بسیاری دارد ، تحلیل تکنیکال همچون فرمان ماشینی است که شما می توانید با آن سرمایه خود را در رسیدن به موانع مختلف به درستی هدایت کنید . پس بهتر است به جای نگرش توپ شیشه ای جادوگر برای پیش بینی قیمت های آینده به تحلیل تکنیکال به عنوان فرمان ماشینی برای هدایت سرمایه خود در نوسانات و تلاطم های بازار های مالی نگاه کنیم

نگرش دوم: مراجع آکادمیک اعتقادی به تحلیل تکنیکال ندارند.

در گذشته مراکز دانشگاهی و آموزشی نسبت به تحلیل های تکنیکال نظر مساعدی نداشتند. بنابه مدل های آماری و اقتصادی متداول از قبیل فرضیه بازار کارا[۱]  و فرضیه گام تصادفی [۲]،  تحلیل های تکنیکال نتیجه بخش نخواهند بود. اما آنچه منتقدان از آن صرف نظر می کنند این واقعیت است که ابزارهای تحلیلی بنیادی نیز تحت این مدل ها ثمربخش نیستند.

در حالی که مدل های آکادمیک سنتی استدلال های توانمندی بر علیه تحلیل های تکنیکال در گذشته را دارند،در یک پژوهش فرضیه بازار کارا و فرضیه گام تصادفی به شدت نقض شده اند. یک پژوهش آکادمیک در اوایل سال ۱۹۹۶ این حقیقت را نشان داد که رفتار بازار در دنیای واقعی (یعنی وجود روند ها و سقوط های  بازار) فرضیه گام تصادفی را از نظر آماری غیرممکن می کند. نتایج مشابهی در مورد فرضیه بازار کارا نیز به دست آمد، استدلال‌های زیادی را می‌توان علیه فرضیه بازار کارا مطرح کرد. از جمله این استدلال‌ها می‌توان به «اثر ژانویه» اشاره‌کرد که می‌گوید در ماه اول هر سال معمولاً سرمایه‌گذاران سود بالاتری نصیبشان می‌شود. در واقع این استدلال‌ها بیان‌کننده این هستند که در بازار الگوهای قابل‌پیش‌بینی برای تعیین قیمت سهام وجود دارد و در واقع مبحث تصادفی بودن تغییرات را زیر سؤال می‌برند. و یا موارد بسیاری در بازار بورس ایران همچون فصل ها ، ماه رمضان ، عید از نگاه تحلیلگران اتفاقات مشابهی و نسبتا قابل پیش بینی رخ می دهد که برای فعالین این بازار ملموس است ، پیش بینی هایی که با احتمال بالایی رخ می دهند و این موضوع نظریه تصادفی بودن تغییرات قیمت در بازار بورس ما را نیز زیر سوال می برد.

برخی دیگر از اقتصاددانان نیز بیان می‌کنند که قیمت سهام همیشه از رفتار و احساسات سودجویانه سرمایه‌گذاران تأثیر می‌گیرد نه از اطلاعات موجود در بازار.اکنون با درک عمبق تر و گسترده تر از تحلیل تکنیکال نسبت به گذشته و تحقیقات مختلف، مطالعات دانشگاهی از نظر آماری نشان دهنده کارایی چشم گیرتری در استراتژی های تحلیل تکنیکال هستند.بررسی های جدید در مورد سرمایه گذاران خرد نشان می دهد که اعمال استراتژی های تکنیکالی بسیار ساده برای خرید و نگهداری به منظور کسب سود در بلند مدت می تواند ریسک سرمایه گذاری آنها را بطور چشمگیر کاهش و سود معاملات را افزایش دهد و برای منفعت بردن از تحلیل تکنیکال حتی لازم نیست یک  تحلیلگر و معامله گر فعال و حرفه ای پر معامله در بازار باشید.

اصطلاحات

[۱]فرضیه بازار کارا (نام علمی: Efficient-market hypothesis) بازاری است که در آن اطلاعات با سرعت بالایی بر قیمت سهام تأثیر می‌گذارد و قیمت‌ها خود را با توجه به این اطلاعات تعدیل می‌کنند. در واقع بازار کارا به سرمایه‌گذاران این اطمینان را می‌دهد که همه آن‌ها از اطلاعات مشابهی آگاهی دارند، پس بازار کارا، بازاری است که بازتاب‌دهنده آن اطلاعاتی است که در بازار موجود است و راهنمای سرمایه‌گذاران است. مفهوم بازار کارا بر این فرض استوار است که سرمایه‌گذاران در تصمیمات خرید و فروش خود تمامی اطلاعات مربوط را در قیمت سهام لحاظ خواهند کرد و قیمت سهام شاخص خوبی برای تعیین ارزش سرمایه‌گذاری است.

[۲] فرضیه گام تصادفی (انگلیسی: Random walk hypothesis) که به آن گشت تصادفی نیز گفته می‌شود، یک تئوری مالی است که بیان می‌کند که روند تغییرات قیمت‌های بازار سهام به صورت رندوم واک بوده و بنابراین قابل پیش بینی نیستند. این فرضیه با فرضیه بازار کارا سازگار است.

امتیاز شما به این مقاله چند است؟
یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (86 رای, میانگین: 3٫79 از 5)
Loading...

دیدگاهتان را بنویسید

دیدگاه‌های این نوشته