نگرش های اشتباه در مورد تحلیل تکنیکال ( بخش چهارم)

نگرش نهم : ابزار های مختلف تحلیل تکنیکال در همه بازار های مالی کاربرد  یکسانی دارد.

با وجود اینکه تحلیل تکنیکال زبان نمودار است و تمام ابزار ها در نمودار های مختلفی که بر اساس عرضه و تقاضا هستند کاربرد دارند اما مقداری تفاوت در بین ابزار های مختلف تکنیکال همچون اندیکاتورها ، الگو ها و …در بازار های با دارایی های مختلف وجود دارد. سهام ، آتی ، قرار داد های آپشن یا اختیار معامله ، بورس کالا و اوراق  و .. هر یک ماهیت خاص خود را دارند و کاربرد ابزار های مختلف مقداری متفاوت خواهد بود. مثلا نوسانات در بازار آتی در لحظات تاریخ اتمام قرارداد خاص تر و مخصوص این بازار است.و یا همین موضوع برای چرخه های بازار کالا نیز وجود دارد که قابل تعمیم به بازار های و نمودار های دیگر نیست و یک تحلیگر نخبه در تحلیل تکنیکال خود به این موضوع توجه دارد.

نگرش دهم : تحلیل تکنیکال یک پیش بینی کاملا دقیق و بی خطا از آینده قیمت در اختیار ما قرار می دهد

بسیاری از تازه کاران انتظار دارند تحلیل گران تکنیکال یا الگوهای نرم افزاری با دقت صد در صد عمل کنند. برای مثال معامله گران بی تجربه ممکن است از یک پیش بینی چنین دقتی را انتظار داشته باشند : “سهام الف تا ۲ ماه آینده به قیمت ۵۲۷ تومان می رسد”. اما تحلیل گران تکنیکال با تجربه معمولا از بیان قیمت ها با این دقت و وضوح اجتناب می کنند و گرایش به بیان یک محدوده دارند برای مثال “سهام الف ممکن است بین محدوده ۵۰۰ تومان تا۵۵۰ تومان در ۲ تا ۳ ماه آینده حرکت کند”. لازم است معامله گرانی که پول خود را با پیشنهادات تکنیکالی سرمایه گذاری می کنند بدانند که تحلیل تکنیکال یک محدوده پیش بینی می کند و نه عددی دقیق.

نگرش یازدهم : تحلیل تکنیکال شما را در مدت کوتاهی ثروتمند می کند.

متاسفانه افراد بسیاری در بازار های مالی به واسطه منفعت طلبی و ترغیب مخاطبین برای استفاده از خدمات و آموزش های آنها از این حال و هوا و سود های کوتاه مدت سخن می گویند. سرمایه گذاران تازه کار هم بارها و بارها گرفتار این طعمه می شوند و زمانی که شروع به فعالیت می کنند و این نتیجه را نمی گیرند  عوامل دیگری را مقصر می دانند ، چه یک تکنیکالیست، یا تحلیلگر بنیادی باشند و یا یک هر نوع تحلیل دیگری؛ همه چیز در یک مفهوم خلاصه می شود و این مفهوم احتمال است. ما در دنیای احتمالات زندگی می کنیم. هیچ تضمینی هنگام رویارویی با گزینه های مختلف وجود ندارد و بازار های مالی مثالی بسیار عالی در این زمینه است.

نگرش دوازدهم : درصد موفقیت های شما در تحلیل تکنیکال باید بالاتر از درصد شکست های شما باشد.

تصور رایج این است که برای سودآوری، درصد بالایی از معاملات ما باید موفق باشد. اما این تفکر کاملا نا درست است. با انجام معامله در سطوح سود صحیح در ذهن تعداد کمی از افراد موفق به سود دست می یابند. فکر کنید بطور متوسط آرش از پنج معامله تعداد چهار معامله موفق انجام می دهد در حالی سهراب از پنج معامله تعداد یک معامله موفق انجام می دهد. چه کسی موفق تر است؟ بسیاری جواب می دهند آرش. اما ممکن است این جواب صحیح نباشد. ساختاربندی صحیح معامله در مدت طولانی منجر به سودآوری می شود حتی اگر تعداد معامله های موفق کم باشد. آرش یا سود  ۲۰ میلیون به ازای هر معامله موفق، ۱۰۰ میلیون به ازای معامله ناموفق محاسباتی این چنینی دارد :

۴ تقسیم بر ۵ ضرب در ۱۰۰ نتیجه می شود که ۸۰درصد نرخ موفقیت تعداد معاملات دارد اما ، آرش بطور مؤثر ۲۰*۴-۱۰۰=-۲۰ میلیون ضرر کرده است.

سهراب با ۱۰۰ میلیون به ازای هر معامله موفق، ۲۰ میلیون به ازای هر معامله نا موفق و ۵/۱ = ۲۰% نرخ موفقیت سهراب است ، مولی بطور مؤثر ۱۰۰-۴*۲۰=+۲۰ میلیون سود کرده است. در صورتی که معامله بخوبی و درست ساختاربندی شده باشد دفعات کم ضرر کوچک و سود زیاد به دفعات کم هنوز هم می تواند یک استراتژی سودآور کلی موفق باشد.

امتیاز شما به این مقاله چند است؟
یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (8 رای, میانگین: 3٫75 از 5)
Loading...

پاسخ دهید

دیدگاه‌های این نوشته

دیدگاهی برای این مقاله وجود ندارد.