از تجربیات ارزشمند یوسف امین داور در بازار بورس بخوانیم

ابتدا لطف کنید توضیح مختصری در رابطه با رزومه کاری خودتان و فعالیت‌های کاری‌تان در چندین سال اخیر داشته باشید.

من دقیقاً اولین بار ۲۰ سال پیش(سال ۷۳) سهم خریدم،آن موقع ۱۹ سالم بود.تا حدود سال ۷۶ فقط بازار را دنبال می‌کردم،از سال ۷۶ تا سال ۸۱ بازار را به‌عنوان شغل دومم دنبال می‌کردم،و از سال ۸۲ بورس تبدیل به کار اولم شد.در سال ۸۲ به بیمه پارسیان رفتم،سال ۸۴ کارگزاری بانک کارآفرین را تأسیس کردم،سال ۸۹ شرکت مشاور سرمایه‌گذاری آوای آگاه را تأسیس کردم و  در حال حاضر به یک شرکت هلدینگ IT مشاوره می‌دهم.

در تمام این سال‌هایی که در بازار فعالیت داشته‌اید چه چیز برجسته‌ای را می‌توانید به‌عنوان نتیجه تجربه‌تان از این سال‌ها به ما بگویید.

هرروز بازار یک‌چیز نو دارد،هیچ‌وقت نمی‌توان صرفاً با اطلاعات قبلی بازار را تحلیل کرد،همیشه باید آموخت.

خیلی ها می پرسند آیا واقعا بازار بورس بازار مناسبی برای سرمایه گذاری هست ؟ می‌خواستیم نظر شما را هم در مورد این سوال بدانیم ؟

وقتی من ۲۰ سال است که این بازار را انتخاب کرده‌ام،پس یعنی به نظرم بازار بهتری پیدا نکرده‌ام.البته بورس باید در کنار سایر بازارهای سرمایه‌گذاری باشد.چون گسی که می‌خواهد در بورس کار بکند،باید در بازار ملک و بازار اوراق قرضه و صکوک هم واردشده باشد(البته اگر سرمایه‌اش برسد) و نباید صرفاً فقط در بورس سهام کار کند.

پس ازنظر شما در مقایسه با بازارهایی مثل طلا و ارز  بازدهی بهتری دارد ؟

البته من به‌شخصه بازارهایی مثل طلا و ارز را اصلاً بازار نمی‌دانم،ممکن است بتوان گاهی از آن‌ها نوسان هم گرفت ولی به‌عنوان گزینه‌ی سرمایه‌گذاری و پس‌انداز مناسب نیستند.مثلاً موقعی که یک افت قیمت شدید را تجربه کرده باشند و جذابیت پیداکرده باشند،ممکن است بتوان از آن‌ها نوساناتی گرفت،وگرنه به نظر من چیز خاصی از طلا و ارز بدست نمی‌آید.

ازنظر شما بازار سرمایه برای چه نوع شخصیت‌ها افرادی مناسب است؟

بستگی به این دارد که طرف قصد داشته باشد با چه نوع استراتژی کار بکند.من همیشه به شوخی به نوسان گیران می‌گویم افرادی که بالا می‌خرند و پایین می‌فروشند،اگر فرد بخواهد به دید نوسان گیری در بازار فعالیت کند باید روحیه جنجالی داشته باشد.ولی به نظر من بورس فقط نوسان گیری نیست،یک فرد آرام با یک روحیه متمرکز هم می‌تواند در بورس فعالیت کند.

در نتیجه به نظر من با توجه به اینکه همه ما به‌نوعی درجه‌ای از ریسک‌پذیری را در خود داریم،همه افراد می توانند در بورس فعالیت کنند.

bourseyouseph2

پس یعنی همه می توانند به فعالیت در بازار سرمایه به‌عنوان یک شغل نگاه کنند؟

بله همه می‌توانند،ولی اینکه به‌عنوان شغل اول یا دوم آن را انتخاب کنند خیلی مهم است.شخصی که می‌خواهد در بازار سرمایه فعالیت داشته باشد باید بیش از هر چیزی صبر داشته باشد.افراد عجول در بازار سرمایه مثل شهاب‌سنگ می‌باشند،ممکن است برای مدتی کوتاه زیبا هم به نظر برسند،ولی می‌آیند و از بین می‌روند.این افراد معمولاً سودهای رؤیایی را هم از بازار انتظار دارند،یعنی اگر مثلاً ما به سودهای ۳۰% یا ۴۰% در سال راضی باشیم این افراد سودهای حداقل ۱۰۰% یا ۲۰۰% را از بازار انتظار دارند.به همین دلیل این افراد معمولاً در بازار دوام نمی‌آورند.با یک روش‌های ریسک بالا شروع به فعالیت می‌کنند و مکن است در ابتدا موفق هم بشوند،ولی وقتی با بازارهای سخت و سنگین مواجه می‌شوند از بین می‌روند،من خودم نمونه‌های زیادی را در ذهن دارم که به همین دلیل از بازار خارج‌شده‌اند.

اینکه برخی از افراد می‌گویند بورس ایران خوب نیست،قاعده و قانون ندارد و مناسب فعالیت نیست،باید در بورسهای خارجی فعالیت کرد و حرف‌هایی شبیه به این….آیا ازنظر شما حرف درستی است؟

این حرفی است که به نظرم باید خیلی زیاد درباره آن صحبت کرد.ازنظر من این حرف درستی نیست.اتفاقاً در چنین بازاری که در آن کمی آنارشی و هرج‌ومرج وجود دارد بهتر می‌توان سود کسب کرد،اتفاقاً عده‌ای هستند در کشورهای غربی که کعبه آمال این افراد است،کارشان آمدن به بازارهای نوظهور و رو به رشد است.اینکه شفافیت در بازار ما کمتر از بازارهای غربی است،ویژگی اقتصاد ماست.شما در هر حرفه‌ای که در ایران کار بکنید یک تفاوت‌های زیادی با آن کشورها دارد،پس شخصی که این حرف را می‌زند کلاً نمی‌تواند در ایران کار کند.این به معنای بدتر بودن شرایط ما هم نیست.

.اینکه شفافیت در بازار ما کمتر از بازارهای غربی است،ویژگی اقتصاد ماست.شما در هر حرفه‌ای که در ایران کار بکنید یک تفاوت‌های زیادی با آن کشورها دارد،

ما در هر حرفه‌ای اصطلاحی به نام قواعد بازی داریم،در هر بازاری باید قواعد بازی آن را کشف کرد.ما اگر بخواهیم در بورس ایران با قواعد بازی بورس نیویورک فعالیت کنیم خب این کار نشدنی است.بارها به من گفته‌شده که برویم و در بورس‌های خارجی فعالیت کنیم،منتها وقتی‌که من قواعد بازی آن‌ها را بلد نیستم می‌دانم که اگر به آنجا بروم شکست می‌خورم،پس این کار را نمی‌کنم.تحلیل فاندامنتال،همان فاندامنتال است ولی پارامترهای تأثیرگذار با یکدیگر تفاوت دارند و قاعده خود را دارند.

اگر شخصی بخواهد بورس را به‌عنوان شغل اول خود انتخاب کند و از آن کسب درآمد کند چه مقدار وقت باید صرف آن کند؟

سؤال من از شما این است که مشاغلی مثل سوپرمارکت،میوه‌فروشی و مغازه‌ها که اگر خوب کار کنند درآمد مناسبی دارند،روزانه چند ساعت کار می‌کنند؟۱۵-۱۲ ساعت.پس یک بورس باز موفق هم وقتی بورس شغل اولش می‌شود باید به همین اندازه کار کند.این شامل مطالعه بر روی اخبار مختلف و هم‌چنین دانش‌افزایی می‌شود که فرد به اطلاعاتش بی افزاید.به‌صورت کلی ما وقت خود را بین خانواده،کار و تفریح تقسیم می‌کنیم و آن‌وقتی را که به کار اختصاص می‌دهیم باید صرف بورس بکنیم.

اگر شخصی به‌صورت درست و اصولی در بازار سرمایه فعالیت بکند به‌طور متوسط سالیانه چقدر درآمد می‌تواند داشته باشد؟ 

اقتصاد ما یک اقتصاد تورمی است،پس ما باید این را با تورم بسنجیم.تجربه من نشان داده که ما به‌طور متوسط سالیانه ۲۰% بیشتر از تورم به دست می‌آوریم.البته سالی که گذشت بازدهی خوبی به دست نیاوردیم،ولی این جمع خواهد شد تا بعداً کسب شود.ولی در بلندمدت بازدهی بازار سرمایه به دلیل رو به رشد بودن اقتصاد ما به‌طور متوسط حدود ۲۰% بیشتر از تورم بوده است.

تجربه من نشان داده که ما به‌طور متوسط سالیانه ۲۰% بیشتر از تورم به دست می‌آوریم.

افراد زیادی هستند که سهام را بدون کسب اطلاعات کافی خریداری می‌کنند و متضرر می‌شوند،نظر شما راجع به این چیست؟

شما وقتی بخواهید یک مغازه کفش‌فروشی راه‌اندازی کنید،اگر آن مغازه در یک خیابان که بیشتر لوستر فروشی می‌کنند و در بین چند لوسترفروشی افتتاح کنید،کسی برای خرید کفش به شما مراجعه نخواهد کرد،چون اکثر افراد برای خرید لوستر به آن منطقه مراجعه می‌کنند،پس برای افتتاح مغازه خود باید تحقیق کنید و ببینید باید کفش‌فروشی را در چه منطقه‌ای ایجاد کنید تا بازدهی داشته باشد.سهام هم به همین شکل است،شما وقتی قصد خرید سهامی را دارید باید مطالعه روی آن سهم داشته باشید.

خیلی‌ها سهام را به دید سهام شرکت نمی‌خرند.بزرگان بازار همیشه گفته‌اند که شما وقتی سهام شرکتی را خریداری می‌کنید مالک آن می‌شوید.ولی بسیاری از افراد به سهام به‌عنوان یک ticker می‌نگرند،یعنی چیزی که نوسان می‌کند.این کار که چیزی را که نوسان می‌کند بدون اینکه از ماهیت آن اطلاعی داشته باشید را به امید اینکه گران شود و آن را بفروشید کار عاقلانه‌ای نیست.این کار به نظر من از قمار نیز بدتر است.بدون در نظر گرفتن جنبه شرعی قمار که پول آن نجس است،ولی از این کار نوسان گیری بدون دانستن چیزی راجع به سهم،کار ساده‌تری است.قماربازان کار بسیار ساده‌تری را نسبت به بورس بازان دارند چراکه احتمالات پیش روی آن‌ها نیاز به بررسی ندارد و همچنین احتمالات بسیار کمتری را نسبت به احتمالات بورس در پیش روی خود دارند.

خیلی‌ها سهام را به دید سهام شرکت نمی‌خرند.بزرگان بازار همیشه گفته‌اند که شما وقتی سهام شرکتی را خریداری می‌کنید مالک آن می‌شوید.ولی بسیاری از افراد به سهام به‌عنوان یک ticker می‌نگرند،یعنی چیزی که نوسان می‌کند.این کار که چیزی را که نوسان می‌کند بدون اینکه از ماهیت آن اطلاعی داشته باشید را به امید اینکه گران شود و آن را بفروشید کار عاقلانه‌ای نیست.این کار به نظر من از قمار نیز بدتر است.

شما به‌عنوان فردی که تحصیلات مالی دارد و تحلیل فاندامنتال انجام می‌دهد،نظرتان راجع به دو نوع تحلیل تکنیکال و فاندامنتال چیست؟به نظر شما این دو نوع تحلیل چه جایگاهی دارند؟وآیا برتری نسبت به هم دارند؟

شاید برایتان جالب باشد،من خودم هنگامی‌که تحلیل تکنیکال تازه به ایران آمده بود تحلیل تکنیکال هم تدریس می‌کردم.ولی پایه و اساس آن را نمی‌دانستم.ما در تحلیل فاندامنتال شرکت و بازار را به‌خوبی مورد بررسی قرار می‌دهیم.اما در این کار یک نقص وجود دارد و آن‌هم نشناختن روانشناسی بازار است.این روزها عمده وقت من بر روی شناخت روانشناسی بازار سپری می‌شود.تکنیکالیست ها ادعا می‌کنند که ما روانشناسی بازار را از روی تحلیل تکنیکال انجام می‌دهیم و به‌وسیله نمودارها و خط و خطوط روان بازار را به حالت کمی و عددی درآورده‌ایم.راستش من خودم هم از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنم ولی هیچ‌وقت به‌صرف تحلیل تکنیکال سهمی را خریدوفروش نمی‌کنم.یکی از دوستان ما حرف قشنگی می‌زند:فاندامنتال فکر کنید تکنیکال عمل کنید.سهمی که من می‌خواهم انتخاب کنم باید فاندامنتال خوبی داشته باشد،البته نه اینکه سهم زیانده نباشد.گاهی ممکن است سهمی را که زیانده است نکته فاندامنتال خوبی در آن پیدا کنم و آن را بخرم.ولی خیلی کم اتفاق می‌افتد که سهمی را کاملاً ریسکی و فقط از روی تحلیل تکنیکال بخرم.

خود روانشناسی بازار هم امری بسیار پیچیده است و این‌طور نیست که ما ادعا کنیم به‌راحتی می‌توانیم روان بازار را پیش‌بینی کنیم.من خودم هنوز به‌طور کامل به این جمع‌بندی نرسیده‌ام که بعضی صحبت‌های دوستان در مورد علم تکنیکال و اینکه می‌توان رفتار بازار را با توجه به اتفاقات گذشته پیش‌بینی کرد،کاملاً صحیح است.ولی این اتفاقی است که در موارد زیادی دارد جواب می‌دهد و چیزی که دارد جواب می‌دهد را نمی‌توان به‌راحتی از آن غافل شد.

همان‌طور که می‌دانید خانه سرمایه دوره‌ای با عنوان نخبگان بورس برگزار می‌کند که نظر شما درباره این دوره چیست؟

البته ماست فروش هیچ‌وقت نمی‌گوید ماست من ترش است و من هم به دلیل تدریس در این دوره به‌نوعی این‌گونه هستم.ولی خارج از شوخی آموزش یک بحث کاملاً ضروری و لازم است ولی این آموزش‌ها پایان کار نیست.من خودم همیشه در دوره نخبگان که تحلیل فاندامنتال را تدریس می‌کنم به دانشجویان دوره این را می‌گویم که شما با این آموزش یک تحلیلگر فاندامنتال حرفه‌ای نمی‌شوید.شما دارید زبان تحلیل فاندامنتال را یاد می‌گیرید تا وقتی تحلیل فاندامنتال یک فرد دیگر را مطالعه می‌کنید فریفته آن تحلیل نشوید و بتوانید آن تحلیل را مورد ارزیابی قرار دهید و متوجه شوید که آن تحلیل درست است یا غلط.البته در مورد تحلیل تکنیکال کمی متفاوت است و به دلیل ماهیت تکنیکال آموزش آن سریع‌تر انجام می‌شود.چون انجام واقعاً دقیق یک تحلیل فاندامنتال ممکن است حتی تا یک ماه نیز وقت بگیرد،ولی در حالت معمول حداقل یکی دو روز وقت می‌برد،که در تحلیل تکنیکال این زمان کمتر است.این افراد با حضور در این دوره‌ها راه و اصول آن را یاد می‌گیرید.بعد از یادگرفتن این اصول اولیه برای تبدیل‌شدن به یک تحلیلگر بعدازاین آموزش‌ها نیاز به تمرین و فراگیری مستمر خواهد بود.

درنهایت اینکه چه توصیه‌ای برای افراد تازه‌کار و یا افرادی که تازه می‌خواهند وارد بورس شوند دارید؟

اینکه تکلیف خودشان را در همان ابتدا با خودشان و بورس مشخص کنند و بدانند که از بورس چه می‌خواهند.من به بسیاری از افراد توصیه نمی‌کنم که بورس شغل اولشان باشد.در شرایطی مثل شرایط فعلی فرد باید بتواند خود را نگه دارد.من چیزی حدود ۱٫۵ سال است که دارم خودم را save می‌کنم و سرپا نگه می‌دارم.چون قرائن به من می‌گوید که روزهای خوب مجدداً برمی‌گردد و ما در آینده‌ای نزدیک مجدداً روزهای خوب خواهیم داشت،اما این نزدیک ممکن است حتی ۶ ماه دیگر باشد.پس من باید این آمادگی را داشته باشم که علاوه بر این ۱٫۵ سال بتوانم حتی ۶ ماه دیگر را هم خودم را نگه‌داشته باشم.پس فردی که این کار را انجام می‌دهد باشد بتواند صبر داشته باشد.کسی که از جای دیگری درآمد ندارد یا باید سرمایه مناسبی داشته باشد و یا پس‌انداز مناسبی برای خرج ۱ سال آینده خود را کنار گذاشته باشد تا بتواند از شرایط این‌چنینی عبور کند.

کلام آخر 

به افرادی که می‌خواهند بورس را به‌عنوان شغل دوم خود انتخاب کنند، توصیه می‌کنم اگر فرصت کافی را ندارند به مشاوران و سبد گردانان مراجعه کنند.علم و تجربه این افراد بسیار بیشتر و احتمال اشتباهشان به نسبت افراد تازه‌کار و افرادی که فرصت کافی برای مطالعه بازار ندارند،کمتر است.

 

عنوان مطالب : از تجربیات ارزشمند یوسف امین داور در بازار بورس بخوانیم

لینک مطلب : http://www.khanesarmaye.com/?p=5911

امتیاز شما به این مقاله چند است؟
یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (4 رای, میانگین: 4٫00 از 5)
Loading...

پاسخ دهید

دیدگاه‌های این نوشته

  1. سلام به شما سلام
    سپاسگزارم استاد بزرگوارم آقای امین داور سپاسگزارم
    ((اگر سهمی را نمی توانی ۳۰ سال نگهداری پس ۳۰ ثانیه ام نخر))
    و سهمی را می خریم برای الی ابد….
    این جملات در پکیج دوره آموزشی تحلیل بنیادی کاربردی غیر حضوری از استاد بزرگوارم آقای امین داور آموختم..
    و خیلی چیزهای دیگری که در این دوره غیر حضوری یاد گرفتم..
    ممنونم آقای امین داور ممنونم
    سپاسگزارم از شما سپاسگزارم
    آرامش من
    واقعا سپاسگزارم